:))


سال گذشتتون مبارک :)
میخوام یه بازی جال واستو بزارم.
اگه بتونین 5 مرحله از این بازیو برین.... باریکلا دارین !!!!
http://fun.drno.de/flash/games/lab.swf
مشـــغول رانندگی تو جاده ام..♥
از فاصله دور پلـــیس واسم دست تکون میده و ابراز ارادت میکنه !
خیلی آدمای با محبتی هستــن !
چطوری از این فاصله منو شــــناختن !؟
یکیشون جوگیر میشه تا وسط جـــاده میاد!
... ... ... با حرارت خاصی واسم دست تکــون میده !!
چراغ میزنم وبا حرکت دست به ابرازعلاقه شون جـــواب میدم !
دفترچه و خودکار تو دستشه ؛
میخواد ازم امـــضا بگیره ،اما الان وقت ندارم باشه واسه بعـــد !
اشک تو چشام حلقه میزنه از این همه احساسات پاک و بی آلایش...

:: میخوام برم خونه چشام قرمزه ... به رفیقم میگم چشام قرمزه؟
میگه آره میخوای همینجوری بری ؟؟
پَ نه پَ وایمیسم تا سبز شه بعد حرکت میکنم...
.
.
:: آب قطع شده بود. بعد که وصل شد یه آب زرد از شیر میومد.
میگه اینا ماله زنگ لوله هاست؟
پَ نه پَ سازمان آب واسه عذرخواهی اولش آب پرتقال می فرسته
.
.
:: به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟
میگه از شوهرش؟؟؟؟؟ پـَــ نَ پـَـــ چسبیده بود
:: تو اتاق عمل نوزاد تازه به دنیا اومده به دستیار میگم چاقو رو بده
میگه میخوای بند نافو ببری؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام رقص چاقو کنم

کل هارد رو فرمت کردم و همه درایورا رو نصب کردم ,
اما انگار نه انگار ...
همه اون مشکلاتی که قبلا داشت الانم داره .
حس میکنم ویروسا بلند شدن ، زیر پاشونو جارو کشیدم دوباره نشستن !!!
یه برنامه بسیار بسیار هیجان انگیز دارم واستـــــــون !!!!
اگه گفتین چه برنامه ایه؟؟؟؟؟
هرکسی گفت یه جایزه خوووووووووووووب پیش من داره!!!!
بریم ادامه مطالب!!!!

یکی از شهدایی که عراقی ها کشف کرده بودند ، گمنام بود.
هویتش معلوم نبود. سردار باقر زاده پرسید :
از کجا این جنازه ایرانی است؟
هیچ مدرکی برای تشخیص هویت ندارد!
ژنرال بعثی گفت : همراه این شهید پارچه قرمز رنگی بود که روی آن نوشته شده « یا حسین شهید »
از این پارچه مشخص است که ایرانی است .
حتی دشمن هم ما را با عشقمان به "حسین(ع)" می شناخت...


و بدهکار خودت، رفاقتت و خدایت نیستی....
( به نظرم جملش اونقدر بزرگه كه تصوير لازم نداره.... )
:: خوشحال ميشم به وبلاگ منو خواهرم سر بزنيد.
:: www.tatianaaa.blogfa.com
به خداوند خوشبین باش،
زیرا هرکه به خداوند خوشبین باشد خداوند طبق گمانش رفتار خواهد کرد.

سوار اتوبوس شدم، رفتم تو، قسمت آقایون پیش یه آقایی نشستم و از خستگی خوابم برد، نزدیک مقصد دیدم زانوم درد میکنه فهمیدم آقایه کناری 3-2 بار با کیفش کوبیده تو پام تا بیدارم کنه چون میخواست پیاده بشه و من جلوش رو گرفته بودم، خیلی شاکی نگاش کردم، راننده هم بالا سرم بود. آقاهه گفت : ببخشید خانم 5 بار صداتون کردم نشنیدین، ترسیدیم. اعتراف میکنم برای اینکه ضایع نشم که مثل خرس خواب بودم وانمود کردم که کَر هستم و با زبون کر و لالی و طلبکارانه عصبانیتم رو نشون دادم، مرد بیچاره اینقدررررر ناراحت شده بود 10 دفعه با دست و ایما و اشاره از من معذرت خواهی میکرد!!!!
بیخیال مردم،،،
خودت که به خودت اعتقاد داشته باشی کافی ست،،،،!
بعضی ها به خدا هم اعتقاد ندارن . . . .

بیا که صبر برایم چه خوب معنا شد
در انتظار ظهورت دلم شکیبا شد
تمام دفترعمرم سیاه شد اما
امید دیدن رویت دوباره پیدا شد . . .
یا صاحب الزمان ادرکنی

: مَنَامُكُمْ بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ
:: وَابْتِغَاؤُكُمْ مِنْ فَضْلِهِ
: إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ
روم / 23
: معجزاتــــــــِ خــــــــود را بـــــــه انـجـــــــــــام مـــے رسانـَـــــد

زیباترین جای نمــــــــازم بود . . .


پندار من اینست که حسین(ع) همیشه در گودی قتلگاه است و به من مینگرد....
ومن خودم را میجویم...که کدامین طرف ایستاده ام...
گاه خود را کنار خیمه ها و کودکان....
و گاه در کنار زهیر و حبیب و ماه بنی هاشم(ع) می بینم....
و شده است که فکر کنم نکند من از سپاهیان یزید بودم....
یزیدی بودن هم انگار سخت نیست!
و من هنوز در این معرکه خود را میجویم....!

✿بعضی ها از دور میدرخشند!
✿نزدیک که میشوی
✿یک تکه شیشه ی شکسته ای بیشتر نیستند!!!
✿که باید لگدی بهش زد
✿تا از مسیر نور آفتاب دور شوند و چشمان دیگری را
✿خیره نکنند و گول نزنند!!!
آقا ! قرار شـاه و گـــدا یادتان که هست ؟
مشهد
حرم
ورودی بابـــ الجــــوادتانــ
ܓ✿
یک پنجره فولاد ❤م تنگِ توست یا امام رضا
شاید در همین نزدیکی...
.
.
.
.
.
كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ...
هر کسی طعم مرگ را می چشد ...


خــــــــدا یا عاشــــــــــــــــــق آن لــــــــــجظه ای هســـــــتم
که با یـک ســیــلی درد نـــاکـــ مــرا به خود می آوری
و تا به خـــود آمــــــدم. . .
آغوش می گــــشـــــــــــایی . . .
