حرف آخر ...

تو سهم من نیستی ولی میشه برات ترانه گفت

یک عمری با تو، شعرای عاشقانه گفت

مگه میشه خاطره ها، تو ذهن مون خط بخوره؟

وقتی تموم کوچه ها از رد پای ما پره.

خاکستر رویاها رو، باد داره همراش می بره

بزار بگم "دوستتون دارم" حالا که حرف آخره...

Z

:)

خودمونی

دختره به پسره می گه:
برو يه نوشيدني واسم بگير
پسره: كولا يا پپسي 
دختره: كولا 
پسره: دايت يا عادي
 
دختره: دايت 
پسره: قوطي يا شيشة 
دختره: قوطي 
پسره: كوچك يا بزرگ
 
دختره: اصلا نميخام  ... واسم اب بيار 
پسره: معدني يا لوله كشي
 
دختره: اب معدني 

پسره: سرد يا گرم 
دختره: ميزنمتـــــــــ ا
پسره: با چوب يا دمپايي

دختره: حيووووووووووووو وون 
پسره: خر يا سك

دختره: گمشو از جلو چشام 
پسره: پياده يا با دو

دختره: با هرچي بــــــرو فقط نبينمت 
پسره: باهام مياي يا تنها برم

دختره: ميام ميكوشمــــــــت 
پسره: با چاقو يا ساطور
دختره: ساطـــــــــور 
پسره: قربانيم ميكني يا تيكه تيكه
 
دختره: خـــــدا لعنتت كنه .. قلبم وايساد 
پسره: ببرمت دكتر يا دكترو بيارم اينجا
 
دختره مُــــرد

  

بدون شرح...

دو نفر لب پرتگاه هستند، کدوم رو نجات میدین؟؟

۱- اونی که دوستت داره.

۲- اونی که دوستش داری.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چرا؟؟

روزت مبارک مادر

سرم را نه ظلم می تواند خم کند،نه مرگ،نه ترس.

سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم میشود مادرم !
ادامه نوشته

داستان آموزنده  مشــکــلات زنــدگــی

 

استادي درشروع کلاس درس ، ليواني پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببينند. بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است ؟
شاگردان جواب دادند 50 گرم ، استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، نمي دانم دقيقاً وزنش چقدراست . اما سوال من اين است : اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي خواهد افتاد ؟
شاگردان گفتند : هيچ اتفاقي نمي افتد، استاد پرسيد خوب ، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي مي افتد؟

يکي از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد ميگيرد.
حق با توست . حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد ديگري جسارتاً گفت : دست تان بي حس مي شود عضلات به شدت تحت فشار قرار ميگيرند و فلج مي شوند . و مطمئناً کارتان به بيمارستان خواهد کشيد و همه شاگردان خنديدند.
استاد گفت : خيلي خوب است . ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغييرکرده است؟
شاگردان جواب دادند : نه

پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات مي شود ؟ درعوض من چه بايد بکنم؟
شاگردان گيج شدند. يکي از آنها گفت : ليوان را زمين بگذاريد.
استاد گفت : دقيقا" مشکلات زندگي هم مثل همين است اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد اشکالي ندارد. اگر مدت طولاني تري به آنها فکر کنيد، به درد خواهند آمد اگر بيشتر از آن نگه شان داريد، فلج تان مي کنند و ديگر قادر به انجام کاري نخواهيد بود.

فکرکردن به مشکلات زندگي مهم است. اما مهم تر آن است که درپايان هر روز و پيش از خواب، آنها را زمين بگذاريد به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيرند هر روز صبح سرحال و قوي بيدار مي شويد و قادر خواهيد بود از عهده هرمسئله و چالشی که برايتان پيش مي آيد، برآييد.

 

 

«دوست من ، يادت باشه که ليوان آبـو همين امروز زمين بذاري! زندگي همينه»

 

z

تولد یک کودک

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید: فردا شما مرا به زمین میفرستید‌‌

اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه میتوانم برای زندگی به آنجا بروم؟

.....................

......................

ادامه نوشته

آياميدانيد؟؟(طنز)

آیا میدانید چطور می‌شود چهار نفر زیر یک چتر بایستند و خیس نشوند ؟ وقتی هوا آفتابی باشد

آیا میدانید آخرین دندانی كه در دهان دیده می‌شود چه نام دارد ؟ دندان مصنوعی

آیا میدانید برای قطع جریان برق چه باید كرد ؟ باید قبض آن را پرداخت نكرد

آیا میدانید چرا مار نمی‌تواند به مسافرت برود ؟ چون دست ندارد كه برای خداحافظی تكان دهد...

آیا میدانید چرا روی آدرس اینترنت به جای یك دبیلیو ، سه تا دبیلیو می‌گذارند ؟ چون كار از محكم‌كاری عیب نمی‌كنه

ادامه نوشته

از آسمان...

چیه؟

چته؟

ناراحتی؟

ناامید وغمگین؟

می ترسی؟

چند دقیقه صبر کن....

ادامه نوشته

خاطرات جالب(ذاکر پرکی)

سلام خدمت همه ی دوستان  سعی ما براین است از این به بعد خاطرات جالب کلاس و خوابگامون رو برای دوستان در این وبلاگ بنویسیم امیدواریم خوشتون بیاد   در این پست یکی از خاطرات جالبمون که در خوابگاه برامون اتفاق افتاده رو براتون گذاشتیم.....دوست داشتین ادامه مطلب رو بخونید
ادامه نوشته